ظرفیت‌شناسی منطقه‌ای؛ حلقه مفقوده توسعه

ظرفیت‌شناسی منطقه‌ای؛ حلقه مفقوده توسعه

چند روز بیشتر به نهایی شدن برنامه ششم توسعه نمانده است؛ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، پنج برنامه توسعه نوشته و اجرا شده است ولی منتقدان وضعیت موجود توسعه در ایران، به همه این برنامه‌ها نقد واحدی دارند؛ هیچ کدام از برنامه‌های توسعه به اهداف تعیین‌شده خود، به طور کامل نرسیده‌اند جز برنامه سوم توسعه. دلیل این ناکامی چیست؟
غلامحسین شافعی، رئیس اتاق ایران دلیل این ناکامی را غفلت از توسعه روستایی و عدم استفاده از فرصت‌های مناطق در برنامه‌ها می‌داند. او معتقد است: عده‌ای فکر می‌کنند تکثرگرایی باعث توسعه می‌شود درحالی‌که باید استعداد و پتانسیل هر منطقه را در توسعه در نظر گرفت. طرح‌های توسعه‌ای باید با مطالعه و کارشناسی، شروع شود نه با رقابت منفی؛ این‌ها حلقه مفقوده در کشور و در برنامه توسعه ماست؛ او اجرای طرح منطقه‌ای هفت‌گانه را پیشنهاد می‌کند.

چرا شما اهمیت نگاه منطقه‌ای را به اقتصاد جدی می‌دانید؟

اجازه بدهید من اول اشاره‌ای به برنامه‌های توسعه‌ای در کشور داشته باشم، بعد از انقلاب اسلامی، پنج برنامه توسعه‌ای در کشور اجراشده و الان برنامه ششم توسعه در حال نهایی شدن است، اما هیچ‌کدام از این برنامه‌ها، به‌جز برنامه سوم توسعه به اهداف تعیین‌شده خود نرسیده‌اند یا درصد کمی از اهداف تعیین‌شده این برنامه‌ها، محقق شده است.

چرا؟

برنامه‌های توسعه‌ای در ایران دو مشکل اساسی دارد؛ در این برنامه‌ها از توسعه روستایی غفلت شده است؛ به نظر من ما باید برنامه توسعه‌ای را از روستا آغاز کنیم ولی هیچ‌وقت این برنامه‌ها یا این اولویت موردتوجه نبوده است. توجه به توسعه شهری باعث شده مهاجرت از روستاها به شهرها زیاد شود. امروز حاشیه‌نشینی در شهرها به‌عنوان معضل بزرگی در کشور مطرح است. اولین نظر این است که توسعه از روستاها شروع شود و بعد به طبقات دیگر تسری یابد. دلیل دیگر این است که به ظرفیت مناطق توجه نمی‌کنیم. ایران به لحاظ شرایط اقلیمی، قومیتی، وضعیت آب و هوایی و جغرافیایی، کشوری متنوع محسوب می‌شود. یکی از مشکلات اساسی این است که ما در تهران نسخه واحدی برای کل کشور بپیچیم؛ درصورتی‌که مناطق مختلف، تفاوت بسیاری باهم دیگر دارند. ما نمی‌توانیم نسخه‌ای که برای آذربایجان و گیلان می‌پیچیم در سیستان و بلوچستان هم آن را پیاده کنیم. هرکدام از مناطق ویژگی خاص خود را دارد و این در برنامه‌های توسعه‌ای ما مغفول واقع‌شده است.

از کجا باید دخالت نگاه منطقه‌ای در توسعه را شروع کرد؟

باید ایده‌آل‌گرایی جای خود را به واقع‌بینی بدهد؛ باید در برنامه‌های توسعه به‌جایگاه روستاها توجه شود و در تدوین برنامه‌ها، مناطق مختلف ایران مشارکت کنند.

برآیند این نتیجه چه تأثیری در عملیاتی شدن برنامه‌های توسعه‌ای دارد؟

در شرایط حاضر، نمی‌توانیم ادعا کنیم که اولویت توسعه هر استان به تفکیک چیست؟ البته ادعای این کار هست ولی بررسی دقیق و کارشناسی انجام‌نشده است. مثلاً کسی دقیقاً نمی‌داند اولویت اول برای توسعه استان سمنان یا کرمان چیست و برای رسیدن به این اولویت چه الزاماتی نیاز است؟ طرح منطقه‌بندی، باعث می‌شود برنامه‌ها به واقعیت مناطق و کشور توجه داشته باشند. واقع‌گرایی، راه رسیدن به هدف را ممکن می‌سازد؛ از طرف دیگر از ظرفیت کل کشور برای توسعه استفاده می‌شود.

این کار با عنوان آمایش سرزمین از دهه 40 انجام می‌شود.

تحت عنوان آمایش سرزمین کارهایی انجام‌شده است ولی در بسیاری از موارد در استان‌ها، مطالعات کارشناسی قابل اتکایی انجام‌نشده است. یا در بسیاری از مراکز، این مطالعه، به‌صورت رفع تکلیف انجام‌شده است و نظرات بخش خصوصی در آن دیده نشده است. اگر به دنبال این برویم که اولویت مناطق مختلف و استان‌ها شناسایی، بررسی و ظرفیت توسعه‌ای هر استانی را معین کنیم حتماً می‌توانیم امکان حرکت متوازن را در آینده کشور به‌طور مشخص ببینیم. بر همین اساس فکر کردیم مناطق را که به لحاظ شرایط اقلیمی، آب و هوایی و قومیتی مشابهت دارند را شناسایی کرده و کشور را به چند منطقه تقسیم‌بندی کنیم و به‌دنبال مشارکت مناطق در تدوین برنامه ملی برویم. وزارت کشور هم طرحی را پیگیری می‌کند و کار خوبی است؛ در این طرح، کشور را به پنج منطقه تقسیم‌شده است؛ اما ایرادهایی به این طرح وارد است.

این ایرادها چیست؟

در منطقه‌بندی پنج‌گانه خیلی به موقعیت، پتانسیل، فرصت‌ها و ظرفیت‌های استان‌ها توجه نشده است. مثلاً در منطقه یک، استان‌های تهران، قزوین، مازندران، سمنان، گلستان، البرز و قم را قرار دارند، استانی کویری با استانی کوهستانی و جنگلی ازنظر شرایط اقلیمی، آب‌وهوایی و ظرفیت‌های موجود هر استان تناسب و همخوانی چندانی باهم ندارد. برای همین ما طرحی را پیشنهاد کرده‌ایم که به این ویژگی استان‌ها دقیق‌تر توجه شود.

منطقه‌بندی همگام با وزارت کشور و قرار دادن استان‌هایی که ظرفیت‌های مشابه دارند در یک گروه، موجب پیوند ما با استانداران مناطق مختلف شده و علاوه بر اینکه هم‌افزایی و توسعه منطقه‌ای را در پی دارد و موجب همگرایی در موضوعات مختلف می‌شود.

در طرح منطقه‌بندی هفت‌گانه چه گروه‌هایی حضور دارند؟

ما ازنظر کارشناسان متعددی برای مطالعه این طرح استفاده می‌کنیم و کار تحقیق و مطالعه به‌طورجدی شروع است. قرار است در این طرح استاندارها، روسای مجمع نمایندگان استان‌ها، اتاق‌های بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی، اتاق‌های اصناف و تعاون و دانشگاه‌های استان‌ها حضورداشته باشند. نتیجه این هم‌گرایی، هم‌افزایی برای توسعه مناطق خواهد بود؛ البته پیشنهاد جدیدی هم ارائه‌شده است.

این پیشنهاد چیست؟

اینکه ما با کمک دولت و مجلس، صندوق‌های توسعه منطقه‌ای ایجاد کنیم و در قالب این‌ها به دنبال تشکیل هولدینگ تولیدی و صادراتی برویم. از این نظر در مناطق مختلف ضعف فراوانی داریم. واحدهای اقتصادی ما کوچک هستند و برای همین در بازار رقابتی دنیا نمی‌توانند با شرکت‌های بزرگ رقابت کنند. در کشور منابع مالی بسیار زیادی هست که کارآمدی لازم را ندارد. یعنی پول در کشور خیلی زیاد است و ما باید جذابیت‌هایی ایجاد کنیم تا امکان مشارکت مردم در فرایند اقتصادی فراهم شود و این منابع به‌سوی کار مولد سوق داده شود. یکی از سیاست اقتصاد مقاومتی که رهبری روی آن تکیه دارد مردمی کردن اقتصاد است. با ایجاد هولدینگ‌هایی که مردم و دولت در آن حضور دارند رسیدن به این هدف ممکن است.

از طرف اگر دولت در صندوق توسعه منطقه‌ای حضورداشته باشد، امکان نظارت و حمایت وجود دارد تا پشتوانه‌ای برای دیدگاه و همراهی مردمی باشد. درواقع همراه با طرح توسعه منطقه‌ای، باید شرکت‌های سهامی عام منطقه‌ای تشکیل شود تا از منابع مردم در این هولدینگ‌ها استفاده شود. البته نمونه‌هایی هم در این مورد داشتیم؛ شرکتی در خراسان فعال بود که در عرض دو هفته 600 میلیارد تومان پذیره‌نویسی کرد؛ اما آن‌ها از راه درست‌کار را شروع نکرده بودند. در جامعه پول زیاد است ولی باید سیستم شفاف و درست باشد تا اعتماد کافی به وجود بیایید و پول کوچک مردم را به‌سوی کارآفرینی هدایت شود.

چه مکانیسمی برای اعتمادآفرینی وجود دارد؟

ببینید در ایجاد هولدینگ روش کار متفاوت است؛ دولت، مجلس، نیروهای نظارتی و بخش خصوصی باهم در ایجاد این هولدینگ‌ها نقش‌آفرینی می‌کند. دلیل پیشنهاد این ترکیب برای این است که دولت، مجلس و بخش خصوصی باید بر آن صحه بگذارند و هر سه در این هولدینگ‌ها حضور و نظارت داشته باشند تا اعتماد مردم جلب شود. شاید ما از سایر بنگاه‌های مالی هم در این مسئله استفاده کنیم یا فلان بانک معتبر یا بورس هم در این حوزه مشارکت داشته باشد. البته این‌یک ایده است تا شفافیت کار بیشتر شود. برای عملی شدن این ایده به همراهی همه قوای حاکمیتی نیاز است. به‌عنوان‌مثال، یکی از مطالعاتی که در منطقه پنج انجام‌شده و گزارش آن را به معاون اول ریاست جمهوری ارائه دادیم، موردتوجه فوق‌العاده قرار گرفت. در منطقه پنج هولدینگ تولید ماشین برق را پیش‌بینی کردیم که به‌صورت خوشه صنعتی به آن نگاه کرده‌ایم که قطعات مختلف در کجا تولید شود و درنهایت در کجا مونتاژ شود و همه استان‌ها بسته به ظرفیت و امکانات خود در این فرآیند حضور دارند.

در چه مرحله‌ای هستید؟

ما کارشناسان متعددی برای مطالعه داریم و تحقیق و مطالعه شروع‌شده است. در این طرح نگاه درونی و بیرونی به طرح وجود دارد.

نگاه بیرونی چیست؟

در این طرح می‌توانیم با کشورهای هم‌مرز به دنبال سرمایه‌گذاری مشترک در مرزها برویم و این‌یکی از راه‌های سرمایه‌گذاری مشترک است. آنچه مهم است این است که قیمت تمام‌شده واردات و صادرات و تولید را پایین می‌آورد و امنیت مرزی ایجاد می‌کند که نیاز به هزینه گذاری سنگینی ندارد. این نگاه بیرونی به قضیه است. حتی استان‌هایی که مرزی هم نباشند، در فعالیت برون‌مرزی حضور دارد. از طرف دیگر رقابت منفی بین استان‌ها از بین می‌رود. گرچه کار در مرحله اولیه است ولی این‌یکی از راه‌های توسعه متوازن در کشور است. شما الآن اگر نگاه کنید هم شرق کشور و هم غرب کشور را، می‌بینید که هر دو این بال در کار توسعه‌ای عقب‌افتاده‌اند ولی مرکز وضعیت دیگری را تجربه می‌کند.

در کارهای توسعه‌ای مسئله مکان‌یابی مهم است که با چشم‌بسته در ایران انجام‌شده است. مثلاً میزان تولید کولر در آذربایجان بیشتر از خوزستان است، یا شاید بخاری بیشتر در مناطق گرمسیر تولید می‌شود. این‌ها منابع کشور است، ولی با سرمایه‌گذاری در محلی نامناسب بازدهی کمی به دست می‌آوریم. در کشور ما ظرفیت سنجی در توسعه اصلاً وجود ندارد، برای همین مازاد ظرفیت در تولیدات وجود دارد. هیچ کشوری به‌اندازه ایران کارخانه ماشینی یا کارخانه ماکارونی یا موتورسیکلت ندارد. علی‌رغم اینکه همه واحدهای تولیدی زیر ظرفیت کار می‌کنند ولی واحد جدید ایجاد می‌شود و این اتلاف منابع است که هم خود آن‌ها نمی‌توانند کار کنند و هم اجازه نمی‌دهند بقیه درست‌کار کنند. یا تعداد شهرک صنعتی را ببینید! در شهرهای کوچک هم شهرک صنعتی داریم که خیلی از این‌ها خالی‌شده ولی منابع زیادی در آنجا خوابیده است. عده‌ای فکر می‌کنند اگر در هر شهری نمایشگاه بین‌المللی برگزار یا اینکه مناطق آزاد دایر شود، گویا می‌خواهند همه جای ایران را مناطق آزاد یا بندر خشک کنند. این دیدگاه اشتباه است که عده‌ای فکر می‌کنند تکثرگرایی باعث توسعه می‌شود باید استعداد و پتانسیل هر منطقه را در توسعه در نظر گرفت. در کشور شوروی سابق که نظام کمونیستی بر آن حاکم بود برخی از کارها خوب به انجام می‌شد؛ مثلاً بهترین نقطه برای تولید پنبه ازبکستان و ترکمنستان بود و یا منبع متال فقط قزاقستان بود؛ شناخت استعداد هر منطقه کار خوبی است. باید پتانسیل مناطق را بشناسیم و این‌ها حلقه مفقوده در کشور و در برنامه توسعه ماست.

سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به دلیل آمایش سرزمین ایجادشده است؟

بله ولی عملکرد این سازمان‌ها مهم است. از قبل از انقلاب تا الان پایان داستان این است که امروز در وضعیت توسعه‌نیافته‌ای قرارگرفته‌ایم. در قبل از انقلاب هم فرانسوی‌ها این طرح منطقه بندی را پیگیری می‌کردند. البته طرح منطقه بندی ریشه در تاریخ باستان ایران دارد. مثلاً در زمان هخامنشی‌ها تحت عنوان ولایات این طرح انجام‌شده و قبل از انقلاب فرانسوی‌ها ستیران داشتند که ایران را به 10 منطقه تقسیم کرده بودند که به سرانجام نرسیده است. برنامه‌های ایده‌آل با آرمان‌خواهی خوب نوشته‌شده است ولی به هدف نرسیده‌اند. البته این مسئله فقط تقصیر سازمان نیست؛ مجلس و دولت هم در این ناکارآمدی سهم دارند. شهرها و نماینده‌های مجلس باهم رقابت دارند. اگر جایی کارخانه سیمان بزنند شهر کناری هم می‌خواهد و درنتیجه هر دو اقتصادی نخواهد بود. یکی از کارهای توسعه منطقه‌ای چاره‌جویی برای این مسئله است. طرح‌های توسعه‌ای باید بامطالعه و کارشناسی، شروع شود نه با رقابت منفی.

آیا تفاهم را بین استانداران و بقیه اعضا در جریان بررسی اولیه دیدید؟

در منطقه پنج اول نگاه تفاهمی حاکم بود؛ اگرچه برداشت اولیه این بود که شاید هدف توسعه فلان منطقه باشد ولی بعداً این دیدگاه‌ها کنار رفت و همه پذیرفتند که در این طرح نگاه توسعه‌ای و کارشناسی اولویت دارد و حرف نهایی را کارشناسان حوزه می‌زنند. اگر نگاه کارشناسی حاکم باشد همه نتیجه را قبول می‌کنند. منطقه بندی استراتژی بلندمدت کشور است و برای رسیدن به آن قضیه برنامه منطقه‌ای مهم است.

الان در چه مرحله‌ای هستید؟

با آقای جهانگیری و وزارت کشور تعامل داریم. ما به پنج منطقه وزارت کشور ایراد داریم ولی نهایتاً هفت منطقه پیشنهاد داده‌ایم و حتماً به این تفاهم می‌رسیم.

با آن‌ها صحبت هم شده؟

نه هنوز ما به دنبال تشکیل جلسات مشترک هستیم. شاید در وزارت کشور نگاه سیاسی حاکم بود ولی ما با نگاه و اولویت اقتصادی مسئله را دنبال می‌کنیم.

قبلاً ایرادهایی به طرح منطقه بندی وزارت کشور گرفته‌شده، فکر می‌کنید این طرح با چه مشکلاتی روبه‌رو شود؟

ما اصلاً دنبال مسائل سیاسی نیستیم؛ ما حتی در جلساتی که با استاندارهای منطقه پنج داشتیم آنجا هم مطرح کردیم که ما فقط درباره اقتصاد صحبت می‌کنیم و وارد مسائل سیاسی نمی‌شویم.

آیا دولت فعلی را همراه می‌بینید؟

اتاق ایران با وزارت کشور جلسات مشترکی داشته است، همچنین با معاون اول رئیس‌جمهوری، آقای جهانگیری تعامل خوبی داریم. اگرچه ما به پنج منطقه وزارت کشور ایراد داریم ولی نهایتاً و حتماً با تبیین طرح هفت‌گانه به تفاهم می‌رسیم.

اخیراً جلساتی با وزارت کشور برگزارشده یا نه؟

در حال فراهم کردن مقدمات برگزار نشست‌های مشترک هستیم.

نظر معاون اول رئیس‌جمهور درباره طرح منطقه بندی چیست؟

مابعد از طرح منطقه‌بندی وزارت کشور، که خراسان رضوی، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، کرمان، یزد و سیستان و بلوچستان جز در منطقه پنج قرارگرفته است مطالعات جدی خود را شروع کردیم که درنهایت طرح منطقه‌بندی هفت‌گانه را به‌جای پنج منطقه پیشنهاد دادیم که دو مرحله از این طرح به پایان رسیده است که آن را به آقای جهانگیری پیشنهاد دادیم. این طرح مورد استقبال جدی وی قرار گرفت. تا چند هفته دیگر، طرح نهایی شده منطقه‌بندی هفت‌گانه را به معاون اول تقدیم می‌کنیم تا درنهایت برای بررسی به هیات دولت ارسال شود.

اگر به تفاهم رسیدید این به‌صورت کلی اجرا می‌شود یا پایلوت؟

ما گفت‌وگوی خود را شروع کرده‌ایم و به‌قدری به پایان کار خوش‌بین هستیم که می‌گوییم کل منطقه را باهم شروع کنیم.

چقدر این طرح را موفق می‌دانید؟

من اگر امیدوار نبودم خیلی تلاش نمی‌کردم ولی اصلاً نمی‌توانم اجرا آن را ضمانت کنم.

  • منبع:
  • تاریخ درج:14 اسفند 1395
  • دریافت فایل:ندارد