ضرورت حضور انجمن ها و نهادهای خیریه

ضرورت حضور انجمن ها و نهادهای خیریه

ضرورت حضور انجمن ها و نهادهای خیریه

ضرورت حضور انجمن‌ها و نهادهای خیریه

در کوچه پس کوچه های این شهر که قدم می زنی صدها نفر از کنارت عبور می کنند بی آنکه بدانی کیستند، چه می کنند و چطور روز را به شب می رسانند و شب زیر کدام سقف سر به بالین می گذارند. شاید زن ژنده‌پوشی که امروز صبح از کنارت رد شد، زمانی در بهترین خانه این شهر زندگی می کرد، و شاید کودک دست‌فروشی که گوشه لباست را گرفته بود تا فقط چند شاخه گل از او بخری از گرمای حضور پدر محروم است و برای نان شب اهل خانه‌اش تحصیل را کنار گذاشته. روزگاری همسایه از حال همسایه باخبر بود  حتی تا چند خانه آن طرف‌تر هم می‌شناخت، ریش‌سفیدی بود و اگر گره‌ای به کاری می‌افتاد، خانه‌ای بی پدر می‌شد ، کودکی گرسنه بود یا ..... با همراهی همین اهالی محل و همسایه‌ها دست‌ها بود که برای کمک بلند برمی‌خاست تا دست هیچ نیازمندی ناامید نباشد و دل خانواده‌ای شاد شود. اما این روزها ، در این شهر پر هیاهو در این برج های چند ده واحدی، حتی همسایه کنار دست‌ات را نمی‌شناسی؛ نمی‌دانی کیست حتی نامش چیست، چه رسد به اینکه دردش را بدانی، از رنجش خبر داشته باشی تا مرهمی بگذاری بر زخم هایش و آنقدر در روزمرگی هایمان غرق شده ایم که وقت سرخاراندن  هم نداریم. وقت برای فکر کردن به خود، خانواده، دوست، چه برسد به همسایه، چه برسد به اینکه فکر کنیم که شاید نیازمندی در کنارمان است و ما از او غافل. شاید حتی نیاز او لحظه‌ای نشستن در کنارش باشد و شنیدن درددلهایش. شاید خواسته‌اش آنقدرها هم که فکر می کنی بزرگ نیست، یک همراهی، یک همدلی، تا خودش را پیدا کند. هرچند در چنین روز و روزگاری پیدا می‌شوند کسانی که از همین هیاهوی شهر استفاده می‌کنند و خود را میان شلوغی‌ها گم می‌کنند تا بی‌زحمت و دغدغه رفعِ نیاز کنند، دست حاجت به سوی من و تو دراز می‌کنند. عزت انسان بودن‌شان را زیر پا می‌گذارند برای لقمه‌ای نان . این میان کم نیستند کودکان ، زنان و مردانی که مناعت طبع‌شان گرانبهاتر از نان شب‌شان است و دریوزگی را به رایگان هم نمی‌خرند. سخت است شناختن این مردمان و آسان نیست شنیدن دردهایشان. بعضی‌ها هم آنقدر دورند و پنهان با سختی‌های روزگار دست و پنجه نرم می‌کنند. با این اوضاع، باید راهی را انتخاب کرد؛ راهی مطمئن، تا کمک واقعی به صاحب واقعی‌اش برسد. مرکز یا نهادی که نیازمند واقعی را شناسایی کرده باشد، نیازش را درک کرده باشد و برنامه درستی برای رساندن کمک‌ها به آنها داشته باشد. آنوقت است که لذت کمک کردن در دهان آدم مزه می کند. خیال‌ات راحت است که کمک‌ات هرچند کم، به مقصد رسیده. کم نیستند مراکز، موسسه ها و بنیاد های خیریه‌ای هر کدام برای مقصد و منظوری خاص فعالیت می‌کنند. از بنیادهای ویژه کمک به کودکان کار که برای کمک به ادامه تحصیلشان است تا ایجاد شغل برای زنان سرپرست خانوار. از کمک به کودکان سرطانی تا مدرسه سازی برای مناطق محرومی که روی نقشه هم نمی توانی پیدایشان کنی. کافی‌ست کمی در سایت‌ها بگردی و یا بروشورهایی که از این موسسات به دستان می‌رسد را بخوانی.

نهادهای خیریه در کشور ما چگونه عمل می‌کنند و چه مزیت‌هایی دارند ؟

کمی به شنیده‌هایتان در مورد فعالیت‌های این موسسات فکر کنید، به زحماتی که بسیاری از این هموطنان‌مان متحمل می‌شوند و تنها کاری که شما لازم است انجام دهید این است که پشت کامپیوتر شخصی‌تان بنشینید، از بانک‌داری الکترونیک استفاده کنید و مبلغی را به حساب بانکی موسسه مورد نظرتان واریز کنید و آنها هم در کوتاه‌ترین زمان گزارشی از هزینه کمک شما برایتان ارسال می کنند. حتی در برخی موسسات، در جریان امور بودن نیز امکان‌پذیر است. برای جلب اعتماد بیشتر شما. شاید همه گیر شدن این موسسات این فکر را بوجود آورد که به اندازه کافی کمک رسانی می‌شود اما هنوز با کمی نگاه کردن حتی در پایتختمان می بینیم کسانی را چشم امید به کمک های ما دوخته اند. حضور و همکاری هر چه بیشتر این مراکز راه را برای کمک به نیازمندان اندکی هموارتر می کند و راه را برای ما باز نگه می دارند تا با اطمینان بیشتر به سراغ نیازمندان برویم.

این انجمن‌ها یا موسسات خیریه فعالیت خود را در دو بخش متمرکز می‌کنند. نخست اینکه نیازمندان را شناسایی می‌کنند، و سپس آنها را دسته‌بندی کرده و بسته به اولویت نیاز طبقه‌بندی می‌کنند. از سوی دیگر با شناسایی افرادی که علاقمند کمک به نیازمندان هستند این دو دسته را به‌ هم ارتباط می‌دهند. در مقایسه با زمانی که افراد سعی می‌کنند به‌صورت شخصی چنین کمک‌هایی را انجام دهند، انجمن‌های خیریه چند مزیت دارند:

1- در شرایطی که بسیاری از خانواده‌های فقیر تمام تلاش خود را برای زندگی آبرومندانه به‌کار می‌گیرند و در اصطلاح سعی می‌کنند تا صورت خود را با سیلی سرخ نگاه دارند، شناسایی خانواده‌های نیازمند واقعی برای افراد کار ساده‌ای نیست. این کار را انجمن‌ها از طریق ارتباطات خود با نهادهای حمایتی و استخدام مددکاران اجتماعی برای بررسی وضعیت افراد می‌توانند به‌خوبی انجام دهند.

2- همه ما تلاش می‌کنیم هر از چند گاهی به افراد نیازمند کمک کنیم. اما عموما این خانواده‌ها به کمکهای مداوم و مستمر نیاز دارند که گاه از عهده ما خارج است. انجمن‌ها تداوم این کمکها را تضمین می‌کنند و در مواقعی که کمک‌ها قطع می‌شود با انجام پی‌گیری و یا حتا در صورت لزوم جایگزین کردن کمک‌ها، تداوم آن را تضمین می‌کنند.

3- درصورتی که برخی از خانواده‌ها نیازمند دریافت کمک‌های بیشتری باشند و یا در صورت بروز اتفاقات خاصی نظیر بیماری یا ازدواج، این انجمنهای خیریه هستند که با اطلاع رسانی و جذب کمک‌های بیشتر می‌توانند نیازهای خانواده را به‌طور کامل پوشش دهند. کاری که یک فرد به‌تنهایی قادر به انجام آن نیست.

4- انجمن‌های خیریه می‌توانند همواره با شناسایی خانواده‌های نیازمند چه از طریق نهادهایی نظیر بهزیستی و چه از طریق معرفی افراد، فهرستی از خانواده‌های نیازمند را به همراه اولویت دریافت کمک در دست داشته باشند. چه بسا فردی که قصد کمک دارد، با مشاهده خانواده‌ای که بیشتر می‌تواند از کمک او برخوردار شده و از آن استفاده کند، کمک‌های خود را در جهت دیگری به‌کار گرفته و یا کمک‌هایی ارائه دهد که قبلا به آن‌ها فکر نمی‌کرده است. بسیاری از خیرین تاکنون توانسته‌اند فرزندان خانواده‌های نیازمند را در محل کار خود استخدام کنند و مشخص است که این امر جز با انجام امور خیریه در قالب کار جمعی امکان پذیر نیست.